محمد مهدى ملايرى
381
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
انت حوّلته الى الحاله الاولى و قد كان حائرا يستدير « 1 » يعنى روز نوروز به همان زمانى بازگشت كه اردشير آن را قرار داده بود . تو آن را به حالت نخست برگرداندى درحالىكه سرگردان در گردش بود . چنين مىنمايد كه عهد اردشير از همان دورانى كه ديوان خلافت اسلامى در راه تحول گام گذاشت يعنى از اواخر دوران اموى كه با صاحب ديوانى سالم و خاندان او و به خصوص عبد الحميد مقارن مىگردد به عربى ترجمه شده و از همان دوران هم مورد استقبال حاكمان قرار گرفته و به تدريج در جهان اسلام هم وزن و اعتبار يافته است . علت اين حسن استقبال را بيش از هرچيز بايد در مطالب و محتواى خود اين عهد جستجو كرد چون آنچه در آن آمده هرچند به نام اردشير است ولى در واقع بيانكنندهء تفكر سياسى ايرانيان در كشوردارى و محور سياستى بوده كه بيش از چهارصد سال پايههاى ثبات سياسى و اجتماعى و عمران و آبادى اين بخش از جهان آن روز بر آن قرار داشته و به همين سبب هم نه تنها در آن دوران بلكه در همهء دورهها از اصول اساسى هر حكومتى شمرده مىشده كه به هر اسم و عنوان در اين منطقه كه انديشهء سياسى آن با اين اصول عجين شده به فرمانروايى بپردازد به خصوص كه هيچيك از قواعد و دستورهاى آن در محدودهء زمان يا مكانى معيّن يا قوم و ملتى خاص محدود نگرديده بلكه عام و شامل و هميشه و در همه جا قابل عمل است و هر وقت و هرجا كه فرمانروايى باشد كه بخواهد به نيك نامى فرمانراند و كشور را آباد و دور از دسترس دشمنان و مردم را آرامدل و دور از گزند تبهكاران بدارد راهى جز پيروى از اين اصول ، كه چنان كه در گذشته هم ذكر شده محصول انديشه دانايان و خردمندان و خلاصه تجارب فرمانروايان با اراده و وزيران با تدبير در طىّ قرنها بوده است ندارد . مسكويه در تجارب الامم حكايتى در اين زمينه نقل كرده كه اهميت اين دستورها را از نظر مؤلفان اسلامى و استمرار تاريخى آنها را مىرساند ، گويد عمر
--> ( 1 ) . بيرونى ، الآثار الباقيه ، ص 32 .